







شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا مي رسد و نمي توانم بگويم
رسيدن شب را بهانه ميکنم
و باز شب مي رسد و صبحي ديگر
و من هيچ وقت نمي توانم حقيقت را به تو بگويم
بگذار ميان شب و روز باقي بماند که
چـه قـدردوستـت دارم

ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راز ناپيداست
من دگر به پايان نمي انديشم
همين دوست داشتن زيباست
حس عشقم
کاش مي شد قلب رو کند رو آئينه گذاشت
کاش مي شد نشه عشق رو تنها گذاشت
کاش دل بردن از دلبر رويائي مي شد
کاش ديدار باران با تو تکراري مي شد
کاش زندگيم كتاب زندگيت مي شد
كاش زندگيم با وجودت بهار مي شد
تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا
تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها
تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها
تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا
تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا
تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا
تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها
تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا
تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها
تويي عاشقترين تنهاي دنيا.................منم خسته ترين مغموم دنيا
حس عشقم با ترانه تقديم به تو اشک سازم بي بهانه تقديم به تو
شور بودن عاشقانه تقديم به تو بغض شبهام صادقانه تقديم به تو
چشم قلبم مخلصانه تقديم به تو طبع شعرم جاودانه تقديم به تو
قلب پارم ليک عاشق مال تو هر چه دارم مال تو جز عشق تو
پرواز
پرنده بر شانه هاي انسان نشست
انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :اما من درخت نيستم
تو نمي تواني روي شانه من آشيانه بسازي
پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما
گاهي پرنده ها و آدمها
را اشتباه مي گيرم انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود
پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد
اما باز هم خنديد
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد
انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد
چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور يک اوج دوست داشتني
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است
درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود
پرنده اين را گفت و پر زد
انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام
اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد
آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد ؟
تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود.
اما تو آسمان را نديدي.
راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد .
آنوقت رو به خدا کرد و گريست......
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا! 
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها! 
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس


اونقدر عاشق میشم ................
اونقدر عاشق میشم ................
اونقدر از تو میگم که میون اسم تو توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه
اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه
تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزنه
تو هوای تازه ی زندگی هستی
که تو قصر آرزوهایم نشستی
تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدیمو شکستی
تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزنه
میون گلها نرو سخته پیدا کردنت
آخه تو خودت گلی چه قشنگه دیدنت
میون گلها نرو سخته پیدا کردنت
گل خجالت میکشه از تو و خندیدنت
تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه
تو مگه عمر منی که دم و بادمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزن

عشق یعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق یعنی دریه جمله انتظار
انتظار روز رجعت داشتن
عشق یعنی مستی ودیوانگی
عشق یعنی در جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجدها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست وبی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی سوز نی آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی باگلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یک یتیم ویک نماز
عشق یعنی عالمی راز ونیاز
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قله و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد ومحنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام ویک درود
عشق یعنی جام لبریز از شراب
عشق یعنی تشنگی یعنی سراب
عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی غرقه گشتن در سراب
عشق یعنی حلقه های بی حساب
عشق یعنی تا ابد بی سر نوشت
عشق یعنی آخر خط بهشت
عشق یعنی گم شدن در لحظه ها
عشق یعنی آبی بی انتها
عشق یعنی زرد تنها و غریب
عشق یعنی سرخی ظاهر فریب
عشق یعنی تکیه بر بازوی باد
عشق یعنی حسرتت پاینده باد
عشق یعنی هر زمان تنها شنیدن نام او
عشق یعنی هر چه گفتن هر چه کردن بهر او
عشق یعنی.................................................
عشق یعنی..........................................
عشق یعنی..........................................
شقایقها در غنچه ها
در چشم گشود می توان تفسیر
چشم را زندگی را کرد
شبنم با نگاه
همچو سبز باران
کرد عشق را
زنجیر تعبیر
کرد کرد
ساده ای زندگی را
با نگاه پر از احساس
کینه را کبوتر ها
نمود
طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد
زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم
با وضوئی با دعائی با خدا
تقدیر کرد کاش میشد
لحظ ها را قاب کرد
روزهای تیره
رنگ را خواب کرد
پیشاپیش فرا رسیدن نوروز ۸۸ را به شما تبریک می گوییم.

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۸۸ مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
چند روز دیگه بهار میاد و همهچیز رو تازه میکنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تازگی میارزه، «دوستیمون»!
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
عاقبت زمستان رفت و رو سیاهیش برای ما موند
..
…
….
….
امضا
حاجی فیروز
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم.
.
.
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده.
.
.
.
کمکم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
با تبریک سال نو
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز



عزيز دل :
دور از تو در اين شهر مرا همنفسي نيست
فرياد كنم از دل فرياد رسي نيست
ما را نفس از هجر به لب آمد و مردم
گويند اين عشق تو هم جز هوسي نيست
اي آه به شرر بسوزان سينه ما را
كين سينه براي دل ما جز قفسي نيست
گفتم به دل ازهمهمه جز در سينه چه غوغاست ؟
گفتا در اين خانه جز يار كسي نيست

اين روزها قاصدكها زياد خوش خبر نيستند
براي همين مدام خودشان را قايم ميكنند
و پروانهها زياد دلشان شاد نيست
براي همين در تنهايي ميگريند
اين روزها دلم براي دريا تنگ ميشود
با چشماني بسته به موجها سلام ميكنم
و براي ماهيها دست تكان ميدهم
براي فانوس خيس دريايي آرزوي سلامتي دارم
اين روزها اعتراف ميكنم دلتنگم
همه دلتنگيام را با سرانگشتان احساسم
بر صفحه آبي آسمان حك ميكنم
بعد آن تكه از آسمان را در پنهانترين جاي قلبم مخفي ميكنم
مبادا چشم نامحرمي حُرمت دلم را بشكند
تا حريم اين دل شكسته حفظ شود
اين روزها وقتي شعري ميخوانم
چشمانم برق ميزند
روزي شاعري برايم گفت
پرنده بيبال هم ميپرد!
و من ديدم چقدر دلم هواي پريدن دارد
« پشیمونم»
اگه نگفتم دوستت دارم پشیمونم پشیمون
اگه نباشی من می میرم پریشونم پریشون
چشات قصه دریا نگات نم نمه بارون
از اون لحظه که رفتی هراسونم هراسون
نمی دونی که قلبم بی تو آروم نداره
اگه یه روز نباشی دیگه دووم نداره
نمی دونی چه سخته تو تنهایی بمونم
قصه غصه ها رو خودم واست بخونم
می خوام اینو بدونی که با تو من زنده می شم
از دیدن رنگ چشات راستی که شرمنده می شم![]()
باز درياي خوشبختي طوفاني ست
باز كشتي خوشبختي در حال غرق شدن است
باز آسمان بر اين همه بي رحمي مي گريد
باز دل خسته از اين همه بي وفايي ست
با دل اسير چشم هاي بي قرار اوست
باز جدايي با طبل و آهنگ در حال نزديك شدن است
و باز زمين و آسمان به هم دوخته شده اند
دنيا در حال نابودي ست
وقتي زمان فراق فرا مي رسد.


ميون كلمات توي دنياي بزرگ
اسم تو قشنگترين اسم توي قلب منه
***
ازميون همه ي رنگها توي طبيعت
رنگ چشمات چه قشنگه رنگ زنده بودنه
***
ازميون همه ي دستاي سرد آدما
دست گرم تو منو تا اوج رويا ميبره
***
از ميون همه حرفاي قشنگ تو جهون
حرفاي قشنگ تو روح منه
***
توي اين زمونه ي سرد و غريب
نفساي گرم تو گرمي آشيونمه
***
من اگر مينويسم واسه تو
علتش جنونه و عشق زيادي منه