با سکوتی همه همهمه ها را بشکن
شــيـشه خانه تـنهايی مــا را بشکن
خســته ام از هـمه آيــنه هـای خالی
اين هـمه آيـنه روی و ريا را بشکن
"حضور مبهم پاييز و باز دانشگاه
و لحظه های غم انگيز و باز دانشگاه
تو گرم درسی و من گرم کندن اسمت
به گوشه گوشه هر ميز و باز دانشگاه"
دم غروب و حضور خسته اشياء
هوای وسوسه آميز و باز دانشگاه
دوباره قصه سيب است و آدم و حوا
دوباره قصه پرهيز و باز دانشگاه
حديث يک حضور بزرگ و دل تنگ است
حديث کاسه لبريز و باز دانشگاه
...و عاقبت من و تو می رويم و می ماند
دوباره زخم دل ميز و باز دانشگاه
///////////
حالا تمام چلچله های حياط ما
با من صميمی اند...
اصرار می کنند، هر روز صبح زود
تمرين کنم صدای چلچله را در بياورم.
گاهی که بی هوا
پرواز می کنم
گنجشک ها يواشکی به سبک دلم
تقليد شيوه پرواز می کنند....
حتی به سرّ دستکاری باران رسيده ام:
وقتی حواس همکلاسی و استاد
در گير تخته است،
بيرون تر از کلاس و تخته و استاد و درس و مشق،
لبخند می زنم ؛
من هم برای درد خودم فکر می کنم:
جای زبان مردم آن سوی شهرعشق
تمرين درک مطلب احساس می کنم
... هر کس دلش گرفت
سوگند می خورم
در پشت نقطه نقطه هر جا که می رود
باغ بنفشه ايست؛
آنجا به داغ دل دلشکستگان
تعظيم می کنند...![]()
خدایا در این شب از تو می خواهم در فرج امام زمانمان تعجیل کنی مریضان را شفاده و ............

سلام دوستان نماز و روزه هاتون قبول باشه
شما را به خدا همه را تو این شبهای قدر دعا کنید
ما تو اتاق یه آقا حسین داریم که من خیلی دوستش دارم یعنی پسر ماهیه ها
این حسین آقای ما خیلی به آقا مهدی ارادت دارند و همین باعث شد ما هم نسبت به ایشون یه ارادت خاصی پیدا کنیم
حالا میگید آقا مهدی کیه همین عکسی که در زیر می بینید ............


آخی بازم مهر شد و باید رفت سر کلاس ، البته دیگه ما یعنی ترم بالایی هستیم خوبیت نداره هفته اول بریم دانشگاه
البته تا قبل از حذف و اضافه که خبری نیست اما خوب بعضی دوستان که خونشون تهرونه زود می دوند دانشگاه
و فکر ما شهرستونیا رو نمی کنند که باید دل از خونه و خانواده بکنیم وبیایم اونجا اونم تهرون به این شلوغی ..
سه ماه تابستون هم تموم شد شاید آخرین تابستونی بود که اوقات فراغتم نقریباً زیاد بود چون تابستونه سال بعد که باید هم کاراموزی برم هم واسه ارشد بخونم.
تابستونه خوبی بود، یه سفر حج عمره رفتم، عروسیه عمم شد، کلاس فتوشاپ رفتم و به کار طراحی مشغول شدم کار جالبیه اما دخترونست یعنی واسه ما پسر ها که زیاد نمیتونیم از خودمون طرح ها و ایده های جالب بدیم شاید خوب نباشد اما در کل کار خوب و پر در آمدیه ، نو این مدت کاملاً با چاپ و چاپخونه و مراحل آن و .......... خوب آشنا شدم .
من امشب ساعت 10 با اتوبوس پرواز می کنم به تهران، پیش به سوی خوابگاه، بازم باید رفت
با 7 تا مثل خودم تو یه چاردیواری به مدت یکسال دیگه زندگی کرد اما خدایشم حال میده بازم
شهرداری ها ظرف شستن ها، نان گرفتن ها و غذا درست کردن ها شروع می شه، بازم حتماً
مثل همیشه من مسئول اتاق هستم باید لیست شهرداری اتاق و ... را آماده کنم .
جا دارد از دوستانی که زحمت کشیدند از شهرهای مختلف از جمله تهران، قزوین و........به اصفهان و به دیدن من آمدند و ان دوستانی که تلفن زدند و آن بزرگ وارانی که با off های زیبایشون من را شرمنده کردند و ان غزیزانی که تو همین وبلاگ واسم پیغام گذاشتند کمال تشکر را بکنم امیدوارم بتوانم جبران کنم.
من احتمالاً چند روز دیگه از دانشگاه آپ خواهم شد
امیدوارم نماز و روزهای همتون قبول باشه
من را هم دعا کنید![]()
التماس دعا ![]()
![]()
به این می گن بچه نسل چهارم
سلام دوستان
مطلب زیر را عیناً از وبلاگ( از نسل یک به نسل سه, صدا مفهومه؟) نوشته قاصدک نقل کرده ام.
مطلب جالب و تکان دهنده ای است، من زیاد در مورد آن فکر کردم، بد ندیدم شما هم آن را بخونید :
{{ این روزها برای من خیلی غریبند. باور کن زندگی توی هم نسل هایی که حداقل نصفشان هم و غمی جز نوع مارک شلوار یا کفششان ندارند! خیلی سخت شده. خیلی سخت است توی دختر هایی که منتظرند هر روز یک سانت بیشتر روسریشان را عقب ببرند و پسر هایی که بیشتر آدم را یاد دختر ها می اندازند ! باشی و بخواهی در مورد دفاع مقدس حرف بزنی.
خیلی سخت است بخواهی از شهدا بگویی. از آنها می گویی اما باز هم...
این روزها کافی شاپ صمیمی است ولی سنگر قدیمی. این روزها(( جنگ)) واژه ای است که شاید خیلی ها به جز املایش! چیز دیگری از آن ندانند. (( دوشکا چی)) قابل تلفظ نیست و اگر بگویی ((شلمچه)) می گویند:...
چند روز پیش کسی از من پرسید:(( سید شهیدان اهل قلم کیه؟)) گفتم چه طور . گفت:((دارم جدول حل می کنم .)).! چه طور نسل سومی باشی و آوینی ها را نشناسی و چمرانها برایت الگو نباشند؟!
می خواهم بگویم هر چند کار من نیست. هر چند نسل سومی ام و کو چکتر از همه ی این حرفها. برایم دعا کن.}}
آیا ما نسل سومی ها واقعاً این طوری هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کتاب فارسی ابتدایی تجدید چاپ شد
(مهر۱۴۰۰)
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي
است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و
تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به
حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته
است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند
چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته
بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي
كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما
كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما
حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در
آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به
سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود
.الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده
ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول
ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر
فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان
دروغگو دارد
از sms تا جوک و .........!!!!![]()
![]()
Navar maghziye normal: _/l_/l_/l_/l_
Esfehani: _$_$_$_$_$_
Torke: _!_?_!_?_!_?_
Lore : ______________
وصال او زعمر جاودان به خداوندا مرا آنده که آن به
متين ترين كلمه "عشق" است.
جذاب ترين كلمه "آشنايي" است.
پاكترين كلمه "وجدان" است.
تلخترين كلمه "جدايي" است.
زشترين كلمه "خيانت" است.
سخت ترين كلمه "تنهايي"است
بد ترين كلمه "بي وفايي " است
سه چیز پایدار نماند:
مال بی تجارت علم بی بحث ملک بی سیاست
بدوست گر چه عزیز است راز دل مگشای
که دوست نیز بگویدبدوستان دیگر
از جلوي گل فروشي رد مي شدم.ديدم قشنگترين گلش نيست.نگرانت شدم.کجا بودي
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم
که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود
بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود
وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود
اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره
هرگز دستی رو نگیر وقتی قصد شکستن قلبش رو داری...
هرگز نگو برای همیشه وقتی می دونی جدا می شی...
هرگز درباره احساسات حرف نزن وقتی که واقعا وجود نداره...
هرگز بهش سلام نکن وقتی می دونی خدا حافظی درپیشه...
هرگز قلبی رو قفل نکن وقتی کلیدش رو نداره...
هرگز به این آسونی ها از دستش نده...
شاید هیچ وقت کسی رو پیدا نکنی که اینقدر دوستت
داشته باشه...
کرده ام موی سیاه ، به فراق تو سفید تا نگویید، که بالای سیاه رنگی نیست
يه بار يه مورچه اي داشته يه برنج با خودش ميبرده دوستش بهش ميگه از کجا برنج آوردي ؟ ميگه ""حميد ""
تركه ميميره عكسش رو نداشتن بزارن روي قبرش كله تركه رو از خاك ميزارن بيرون!!!
khastam esmeto bezaram gol,goftam pajmorde mishi,khastam bezaram khorshid goftam
ghorob mikoni,gozashtam ghalbam ke age rafty baham bashim
تركه ميفته تو جوب . واسه اينكه ضايع نشه تو جوب شنا ميكنه صدا قوطي حلبي در مياره
ba khod ahd bastam ke bare digar tora didam begoyam az to delgiram vali baz tora didam
va goftam bito mimiram
تركه مي ره بالاي درخت چنار . مي پرسن چي كار مي كني ؟
مي گه دارم توت مي خورم .
مي گن الاغ اون درخت چناره !!!
تركه به يارو مي گه الاغ خودتي توت توي جيبمه
به تركه مي گن دگرگوني يعني چه ؟
مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه
مضرات امتحاناتـات:افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!! و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه ...!!!!! فوايد اندك امتحانات:نوشيدن انواع قهوه هاي مرغوب
vay vay vay vay didi chi shod?
vay vay vay vay vay vay.begam?
na nemigam kheyli bade
na joone u nemishe kheyli zayas akhe
nemishe aslan vay vay vay vay vay vay
bashe chon esrar kardi migam.
vali ghol bede be kesi nagi
ke kasy sare karet gozashteha.
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ? دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ? اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ? اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم
اگر کسی می گوید برای تو می میرد دروغ می گوید......
حقیقت رو کسی می گوید ? كه میگوید
"زنده موندن من هیچ ربطی به تو نداره"
بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟
اگه کسی دستهات رو گرفت
- قلبت لرزید , عجله نکن !!!
شاید بابا برقی باشه !
یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ندارم!!? یک حقیقت: دلم برات تنگ شده!
دل به تو دادم تو به من قلوه دادی! نه! به من ساندویچ دلمه دادی!
دل به تو دادم که برام ناز کنی نه بری برای من جیگرکی باز کنی!!
خداوند عشق را افرید ... تا پلیس 110 بیکار نباشد
اصفهانیه گوشت خورد مرد
aksolamale shadide esfehania be joke ghabli !!!!!! --->> hex run: ghomiyeham ye dokhtar mantoi mibine koop mikone
نامه ي مادر زيدان به پسرش
الهي مادرت قربان رويت// گل و توپ و زمين قربان مويت « زيزوي» مهربان و كلّه طا سم// تواي فرزند خوب و با كلاسم توقبلاً باسرت گل مي نمودي// لبم چون غنچه ي گل مي نمودي چرا با كلّه خود جنگ كردي// دل مادر پراز آژنگ كردي مسلمان مظهر مهر و وفا هست// دلش آكنده ازعشق وصفا هست جواب كار بد اعمال بد نيست// مسلمان ناجوانمردي بلد نيست اگر آن مردك ايتاليايي//« ماتراتزي» ماليخوليايي به تو با گفته اش توهين نموده// دلت را اين چنين پركين نموده
ضيافت الله
سلام بر تو...
سلام بر تو اي بزرگ ترين ماه خدا، بهار عاشقان حق.
سلام بر تو که چه بسيارند آزاد شدگان حق در تو.
سلام بر تو که چه بسيار گناهان را از پرونده ما زدوده اي و چه عيب ها که بر ما پوشانده اي.
سلام بر تو ماهي که هيچ زماني با تو پهلو نزند.
سلام بر تو و بر شب قَدرت که از هزار ماه بهتر است.
سلام بر تو...
رمضان، ماه خدا، ماه راز نياز با معبود فرا رسيد.
روح هر مسلمان در اين ماه به برکت روزه و سحر خيزي و دعا اوج مي گيرد و پيوندش با خدا استوار تر مي گردد.
در اين ماه رشته هايي که هوي و هوس، خود خواهي و خودبيني را بر بال جان انسان بسته و روح را از سر در فضاي نوراني و افق هاي بالا بازداشته است کم و بيش گسسته شده و انسان اين عبد هوي در زمين امکان آزادي و اوج گرفتن خود را باز مي يابد.
زنگ گناه از آئينه ي دل روزه داران سحر خيز زدوده شده و دل آن ها باز جلوه خدايي و جمال ملکوت را در خو منعکس مي کند.
رمضان بهار تلاوت قرآن و فصل مناجات عبد با معبود است. بنده اي که يازده ماه از حريم قرب الهي به دور افتاده، ناگهان خود را در آستانه رحمت او مي بيند؛ در حالي که خوان پذيرايي الهي در برابر او گسترده، لطف حق با آغوش باز او را مي پذيرد و گذشته از وعده ي عفو و اغماض، مژده ي ثواب و عطا نيز به او مي دهد.
اينجاست که آدمي لذتي آميخته با شرم و نشاطي آميخته با زاري در خود احساس مي کند و مي خواهد از خداي خود طلب عفو کرده، دور از چشم اغيار، در خلوتي خاموش با خداي خود دمساز گردد، بگريد، بنالد و سر بر آستان شکوه او بسايد.
راستي چه لذت بخش است هنگامي که چشم ها در خواب، دنيا آرام و صداها خاموش است، انسان در خلوتي دلخواه اعمال خود را در نظر مجسم کند و به گذشته ي خويش ژرف بنگرد و آنگاه لطف و رحمت حق را در هر قدم و پرده پوشي او را در هر نفس در نظر آورد و... و آنوقت عاشقانه بنالد و شرمسارانه با خدا مناجات کند و از او آمرزش طلبد.
چه نشاط انگيز است که سحرگاهان به ياد حق از بستر گرم برخيزد و با توجه دعا بخواند و با آفريدگار خويش نجوا کند.
چه شيرين است هنگامي که زمزمه آرام مناجات از اشک چشم طراوت گيرد و از سوز دل حرارت و آنگاه طنين دلکشش در پرده ي نازک شب بلغزد و در دست نسيم سحري سرگردان به سوي خدا بالا رود که «اِلَيهِ يَصعَدُالکَلِمُ الطَّيـِب. کلام پاک بسوي خدا بالا مي رود.» همان زمزمه اي که از اخلاص و عشق سرچشمه گرفته و از سوز دل برافروخته شده باشد.
آنان که لذت مناجات را دريافته اند، آنان که سحرها با دعاي پرشور و شعله برافروز «ابوحمزه ثمالي» که از قلب عاشق امام سجاد (ع) برخواسته است، انس و الفت داشته اند، آنان که يارب يارب شبانه را چشيده اند و در قنوت نماز شب دقايق و ساعت ها به روي پاهاي خود ايستاده اند، باور دارند که هيچ لذتي با لذت مناجات برابري نمي کند و پيوسته فرياد نيازشان بلند است که:
«الهي اَذِقني حَلاوَتَ ذِکرِک. پروردگارا شيريني ذکر و يادت را به من بچشان.»
بسم الله
دلم برای " انت الذی ...." ها تنگ شده .
دلم برای " یا .... من لا .... له " ها تنگ شده .
....
خدایا !
دلم برای تو، تنگ شده .
سبحانک یا لا اله الا انت
الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب .
تبریک می گم ماه رمضان هم رسید
انتظار برای افطار، سحری خوردن با حالت خواب آلودگی، وای
چقدر باحاله شاید روزهای اول کمی سخت باشه اما از روز
سوم،چهارم به بعد خیلی جواب می ده واقعاً ماه خوبیه انشاء الله
بتونیم کمال استفاده را بکنیم،این ماه، ماه نزول قرآنه ، ماهی است
که شب قدر در آن واقع شده، در این ماه پرونده یکسال گذشته ما
بررسی میشود و واسه یکسال دیگر نوشته می شود-ان شاء الله که خیره
دوستان التماس دعا
من را فراموش نکنید![]()